
[ سید ابوالحسن مختاباد - روزنامهنگار ]
اول: دوشنبه گذشته دومین دوره جشن موسیقی ما برگزار شد. حواشی این جشن از قرار بیشتر از متن آن بود و نوع مواجهه اهالی موسیقی از پیشکسوت و جوان و متلکپرانیهایآنها نگارنده را به یاد خاطرهیی از مرحوم بدیعزاده در کتاب «گلبانگ محراب تا بانگ مضراب» انداخت با این تفاوت که مرحوم بدیعزاده که مدیری لایق در حوزه موسیقی بود و هنرمندی منحصر به فرد و شفاف و صادق و اتفاقا از نخستین افرادی که به فکر ایجاد یک صنف موسیقی افتاد، معضلی اخلاقی در میان موسیقیدانها را بعد از سالها در کتابش به اشاره بیان کرد و دوشنبه گذشته همان معضل در خفا به نوعی علنی و آشکار از دهان برخی اهالی موسیقی در طعنه و تشنیع به دیگران تراوش شد.
مرحوم بدیعزاده با مذمت غیبت و بدگویی اهالی موسیقی نسبت به یکدیگر میگفت جماعت اهل موسیقی به قدری نسبت به یکدیگر انتقاد و موضع مخالف دارند و حسادت میورزند که هر جا میروند علیه هم سخن میگویند. میگفت و به تمثیل اشاره میکرد که من میروم پیش کسایی (استاد) و هر دو علیه بنان صحبت میکنیم، سپس دو تایی میرویم پیش بنان و هر سهتا علیه مثلا عبادی صحبت میکنیم، بعد سه تایی میرفتیم پیش عبادی و چهارتایی علیه شهناز صحبت میکنیم و الخ.
این نکته کوتاه را از آن جهت یادآوری کردم که در نوشتههای برخی بزرگان هم کمطاقتی و طعنهزنی را به عیان میتوان مشاهده کرد و آن زمان از جوان انتظار رعایت کمی انتظار بیجاست.
دوم: نگاهی به فهرست برگزیدگان بخشهای مختلف دومین دوره جشن موسیقی ما نشان میدهد که کاری پرزحمت صورت پذیرفته است، آن هم توسط عدهیی علاقهمند به موسیقی و برخی خبرنگاران و روزنامهنگاران جوانی که سعی کردهاند با بهرهگیری از خلایی که در این زمینه وجود داشته و نهادی «دانه درشت» همانند خانه موسیقی با آن همه ید و بیضاء و با وجود سابقهیی ۱۵ ساله نتوانست یک جریان داوری مورد اتکا و اعتماد را سامان دهد، این گروه کوچک اما خوش فکر و همدل و البته جدی و پیگیر توانستند این وظیفه را به خوبی انجام دهند و در همان دومین سال این رقابتها مهر و نشان ویژه خود را بر آن بزنند. حضور بزرگان موسیقی در شاخههای مختلف و برگزاری مراسمی جمع و جور و آبرومند از تلاش بیشایبه این گروه خبر میدهد. اگر چه به نظر میرسد مجموعه داوران بخشهای تخصصی باید کارهای جدی حوزه موسیقی سنتی، به خصوص آهنگسازان و نوازندگان و خوانندگان جوان و نسلهای بین ۳۰ تا ۴۰ سال را نیز دقیقتر مد نظر قرار دهند.
سوم: اینگونه میتوان امیدوار بود که جشنوارهیی پا بگیرد و نهالش سفت و بارآور شود که مخاطب برای آن همان قدر حرمت و اعتبار قایل شود که برای دیگر امور قایل میشود. به نظر میرسد در دورههای بعدی این جایزه باید به گونهیی برگزار شود که جایزهگیرنده حس کند کارش دیده و تحسین شده است.