درباره حاشیه‌های انتخاب ژانر آلبوم؛ نه فرشته‌ام، نه شیطان موسیقی معاصر ایران است

7 اکتبر,2014 سازخانه طهران | اخبار هفته - درباره حاشیه‌های انتخاب ژانر آلبوم؛ نه فرشته‌ام، نه شیطان موسیقی معاصر ایران است‎

00101384189a01

درباره حاشیه‌های انتخاب ژانر آلبوم؛ نه فرشته‌ام، نه شیطان موسیقی معاصر ایران است


[ تهمورس پورناظری – آهنگساز و نوازنده ]


به گمانم برای از بین‌رفتن بسیاری از شبهاتی که وجود دارد، باید در گام اول به تعریف مشترکی از موسیقی پاپ برسیم. اگر صحبت از موسیقیِ «پاپ» مفهومِ عامه پسند آن باشد، بنابراین خیلی از آثار برجستهٔ موسیقی کلاسیک و سنتی ما برای مردمان کوچه و بازار شناخته شده و مورد پسند است مانند الههٔ ناز، مرغ سحر،‌ای یار مبارک و … که از این دیدگاه، این کار می‌تواند موسیقی پاپ هم بشمار بیاید. اما اگر تعریف واقعی از پاپ موزیک بخواهیم بدهیم نه این اثر موسیقی پاپ نیست؛ چرا که اولا هر آهنگ فرم و شخصیت مستقلی از نظر نغمگی، سازبندی و تنظیم دارد که هیچ کدام موسیقی پاپ نیست. اما اگر اصراری وجود دارد که سبکِ این اثر مشخص شود، به نظرم می‌توان نامِ موسیقی معاصر ایران را روی این کار گذاشت؛ چرا که در آن از فرم‌ها و حتی گام‌هایی استفاده شده که در موسیقی ردیف شنیده نمی‌شود؛ ضمن اینکه در این اثر از ترکیب سازی متفاوتی از موسیقی دستگاهی استفاده شده است؛ حتی آهنگ «دل به دل» که در مایهٔ شور است و سازهای ایرانی عهده دار اصلی اجرای آن هستند، نشانی از ردیف نمی‌بینیم، اما موسیقی کاملا ایرانی است. من از احوالات موسیقی تنبور، موسیقی کردی، موسیقی کلاسیک و حتی موسیقی فلامینکو هم الهام گرفتم؛ چنانکه مقدمهٔ «همه هیچم» بر اساس کاری از پاکو دلو سیا نوازنده برجسته گیتار فلامینکو تدوین شده که تکنواز تار را همنوازی ۳، سه تار و گیتار باس همراهی می‌کنند. اما باز هم باید بگویم که این کار ۸ قسمت دارد که یک گونه خاص از موسیقی را پیروی نمی‌کند که بخواهیم بگوییم «نه فرشته‌ام نه شیطان» دقیقا چه نوع از موسیقی است؛ البته از اسم کار هم باید این پیام گرفته شود. اما حالا که می‌بینم خیلی از دوستداران موسیقی دستگاهی این کار را در رسته موسیقی پاپ می‌بینند؛ باید دو نکته را یادآوری کنم. اول اینکه موسیقی پاپ یکی از زیبا‌ترین انواع موسیقی در جهان است و همچون تمامی موسیقی‌ها دارای ارزش و اجرای خوب آن تبحر بالایی می‌خواهد. شما خوانندگان سر‌شناس موسیقی پاپ جهان را نگاه کنید، همگی در مقام استادی آواز خوانی می‌کنند. پس موسیقی پاپ چیزی کم از موسیقی‌های دیگر ندارد.

از آن طرف، باید به این سوال پاسخ داده شود که مخاطب نخبه کیست؟ الف / آیا کسی است که تنها موسیقی‌های معناگرا را پی می‌گیرد. خیلی از مردمی که نخبه هم نیستند و زندگی عادی دارند موسیقی معناگرا را دوست دارند نمونه‌اش زنده ماندن آثاری از ده ی۶۰ و کارهای که امروزه در آن احوالات اجرا می‌شوند. ب/ کسی است که از جایگاه ویژه فکری برخوردار است؟

این گروه تعدادشان در جامعهٔ مصیبت زدهٔ فرهنگ ایران خیلی کم است که شاید حتی به طور جدی پیگیر موسیقی هم نباشند و سومین گروه، قشر روشنفکر است که کلا هنری را دوست دارد که نه ایشان و نه تقریبا خود هنرمندان هم آن را درک نمی‌کنند و همیشه زیر نویس می‌خواهد. یعنی موسیقی و هنر سخت هضم را می‌پسندد.

 اینکه هنرمندی سبکش را تنها برای فروش و جذب مخاطب بیشتر، تغییر دهد و به اصطلاح این کاره نباشد خیلی زود از دور خارج می‌شود. و مانا نخواهد بود. ما همه گی آغاسی را می‌شناسیم، او موسیقی‌ای که به ان تعلق داشت را اجرا می‌کرد که هم موفق بود و هم با ارزش. حال کسی بخواهد جا پای او به غلط بگذارد خوب آشکارا اشتباه کرده. یا برعکس کسی که در موسیقی پاپ یا راک موفق است بیاید موسیقی کلاسیک اجرا کند. هر کس اگر استعداد اصلی‌اش را زندگی کند حتما پر مخاطب خواهد بود که نمونه‌های خوبی در موسیقی حتی سنتی ایران داریم.