آنسامبل کارگاه موسیقی باروک ۱۶ دیماه روی صحنه میرود. این کنسرت ساعت ۲۱:۰۰ در فرهنگسرای نیاوران (سالن خلیج فارس) اجرا خواهد شد. رضا عسگرزاده، آیدین احمدینژاد، آیدین منعم، پوریا کیانی، امیرحسین نوروز ناصری و فرهود بیگلربیگی به عنوان نوازنده و کریستف رضاعی در مقام خواننده تنور آنسامبل کارگاه موسیقی باروک را تشکیل میدهند. این آنسامبل گروهی متشکل از نوازندگان علاقهمند به موسیقی قدیم اروپا است که با هدف اجرای موسیقی دوره باروک با پایبندی به ویژگیهای زیباییشناختی این دوره تشکیل شده است. گروه آنسامبل کارگاه موسیقی باروک در این کنسرت از سازهای ریکوردر، ویولن، ویولنسل و هارپسیکورد در غالب فرم تریو سونات برای اجرای برنامهشان استفاده خواهند کرد. آنها آخرین اجرای خود را ۶ و ۷ شهریورماه در تالار رودکی روی صحنه بردند. سایت موسیقی ما با آیدین منعم و آیدین احمدینژاد دو تن از اعضای این گروه گفتوگویی انجام داده که شرح آن در ادامه مطلب آمده است:
- - آقای منعم ممکن است درباره نحوه کنار هم جمع شدن شما با سایر عزیزانی که میخواهید کنسرت برگزار کنید صحبت کنید؟
آیدین منعم: میشود برای گروه ما دو هسته را در نظر گرفت. اولین هسته آنسامبلی بود که خود آیدین احمدینژاد از دل ارکستر پارسیان بیرون کشید و آن را آنسامبل باروک پارسیان نام گذاری کرد. این ارکستر در واقع کوچک شده ارکستر پارسیان بود که شهریور سال گذشته در غالب همان ارکستر اجرا داشتیم. آشنایی من با آیدین دقیقا به همان تجربه مربوط میشود. در مورد هسته دوم هم باید بگویم حدود یک تا دو سال پیش با دو نفر از دوستان علاقهمند و پیگیر یعنی آقایان فرهود بیگلر بیگی (نوازنده فلوت ریکوردر) و پوریا کیانی (نوازنده ویلون) آشنا شدیم و با هم تمرینهایمان را شروع کردیم. در نهایت آشنایی و علاقه هر کدام از ما به موسیقی قدیم باعث شد به این فکر بیافتیم که آنسامبلی با یک هدف مشخص تشکیل دهیم. در ادامه سراغ کریستف رضاعی (تنور) و رضا عسگرزاده (نوازنده فلوت ریکوردر) رفتیم که ۱۵ سال پیش از این در همکاری با نوازندههای فرانسوی در ایران کنسرتهایی از همان جنس که ما میخواستیم برگزار کرده بودند. بعد از موافقت این دو نفر کار ما به صورت جدی شروع شد. همه اتفاقات با هم شکل گرفت. البته پیش از آن من در همراهی با آیدین احمدینژاد و البته بدون حضور این دوستانی که الان در کنار هم هستیم کنسرتی تحت عنوان آنسامبل باروک پارسیان داشتیم اما بعدا من از آیدین خواستم در این مرحله هم به ما اضافه شود.
- آقای احمدینژاد نظر شما درباره گرد هم آمدن افرادی با این نوع نگاه. البته با دغدغههای مشترک چیست؟
احمدینژاد: کارگاه موسیقی باروک یک سال نیم است که تشکیل شده است. آنسامبل کارگاه موسیقی باروک با حضور نوازندههایی که علاقه خاصی به اجرا در این زمینه دارند برگزار میشود. کسانی که آشنایی خاصی نسبت به اجرای موسیقی قدیم اروپا تا اوایل دوره کلاسیک به شیوههای خیلی اوتنتیک و اصیلش دارند. تاریخ در این نوع موسیقی از جایگاه خاصی برخوردار است. حتی سیمها و کوکها باید بهگونهای تنظیم شوند تا صدادهی آن کاملا به سالهای اولیه ابداع این نوع موسیقی نزدیک باشد. قاعدتا این مسأله به تخصص عمیقی احتیاج دارد. این نوع موسیقی در ایران طبیعتا به خاطر امکانات و شناخته نشدنش کمتر مورد توجه قرار میگیرد. اجرای موسیقی کلاسیک جهانی قرن ١٩ و ٢٠، اصولا یک کار تاریخی است.
- - هدف واحدی که ظاهرا همه شما دارید و در راستای آن در حال تمرین و تلاش هستید چیست؟
آیدین منعم: هدف ما در علاقه همه ما به این ماجرا بر میگردد. ماجرای اجرا شدن موسیقی قدیمی مسئلهای باب شده در همه نقاط جهان است. اگر رسانههایی که موسیقی کلاسیک پخش میکنند را پیگیری کنید اجراهایی از این دست را در آنها فراوان شاهد خواهید بود. اتفاقا موسیقی قدیمی در نقاط مختلف دنیا چند سالی است به عنوان یک رشته دانشگاهی به نسبت محبوب مطرح شده و ما هم به زدن موسیقی قدیم بر اساس اجرای اصول آن دوره علاقهمند شدیم. صرفا همین علاقه ما را دور هم جمع کرده است. قدم اول ما هم آن است که به خاطر علاقه زیادی که به موسیقی باروک داریم آن هم بر روی سبکها، دورهها و آهنگسازهای مختلف این موسیقی. ما دور هم مینشینیم و به سراغ یک آهنگساز خاص، کشور خاص، دوره زمان خاص میرویم و در آنسامبل رویش کار میکنیم و ضمنا نتیجهاش را به صوت یک کنسرت در میآوریم. به عنوان مثال در کنسرت قبلی ما نصف برنامه کارهای تلمان را اجرا کردیم و در نصف دیگر موسیقی ایتالیایی قرن ۱۶ و ۱۷میلادی.
- - وقتی داریم در مورد شرایط ایران با دیگر نقاط دنیا صحبت میکنیم باید بپذیریم این نوع از موسیقی در ایران چندان هم مرسوم نیست. با این توصیف توانستهاید مخاطب خود را پیدا کنید؟
آیدین منعم: وضعیت در ایران بد نیست. البته ۱۵ سال پیش که کریستف رضاعی و همکارانش این کار را انجام میدادند کار عجیبی بود. من در آن دوره در جریان نبودم و هنوز هم که فکرش را میکنم برایم عجیب است که آنها سالها پیش با نوازندگان فرانسوی در ایران چنین کارهایی را روی صحنه بردهاند. در آن دوره زمانی کمتر کسی از نوازندگان موسیقی کلاسیک به این فکر بود که آثار قرن ۱۶، ۱۷ و ۱۸ را با این کیفیت و بر اساس اصول اجرایی همان دوره زمانی اجرا کند. اما امروز این جنیش حتی در ایران هم به یک جنبش وسیع مبدل شده است. حتی در دانشگاه هنر و دانشگاه تهران هم اساتید موسیقی کلاسیک وقتی به صورت جدی به سراغ آموزشگاه این بخش از تاریخ موسیقی میآیند این گرایش را دارند برخوردی سبکشناسانه داشته باشند و با توجه به رساله های همان دوره آن موسیقی را تفسیر کنند. اما نسل قبلی اینطور نبودند. حتی در دورهای که من دوره کارشناسی موسیقی را در دانشگاه هنر میخواندم رفرنس شنیدن کنسرتهای باخ همچنان اویستراخ بود. امرو اصلا وضعیت مثل گذشته نیست. بچههایی که ساز ویالن را فرا میگیرند آنسامبل ضبط شده از یک گروه اروپایی را به عنوان رفرنس در اختیار دارند که کاملا بر اساس موسیقی دوره باروک اجرا شده است.
- - پس به لحاظ سختافزاری هم تغییراتی که برای رسیدن به دوره باروک لازم بوده را انجام دادهاید. درست است؟
آیدین احمدینژاد: بله. ما روی سازهای ویلون زه انداختهایم و کوک را پایین آوردهایم، با این توضیح که «لا» حدود نیم پرده از «لا» ی مرسوم پایینتر آمده و به جای ۴۴۰ روی ۴۱۵ است. در مدتی که در حال تمرین بودیم فلوت ریکوردر ۴۱۵ در اختیار نداشتیم اما بچهها طی این مدت از اروپا آنها را هم تهیه کردهاند و آنسامبل ما در حال حاضر شکل درست خودش را پیدا کرده است. با این توضیح میتوانم بگویم در مقایسه با یک سال پیش و بار اولی که دور هم جمع شدیم امکاناتمان تغییر محسوسی داشته است.
- - آثار چه آهنگسازانی را برای این کنسرت در نظر گرفتهاید و آیا کاری هست که در کنسرت قبلی اجرایش کرده باشید و در کنسرت پیش رو هم قصد اجرای آن را داشته باشید؟
آیدین منعم: ما قطعات تکراری هم داریم. در کنسرت پیش رو آنچه به رپرتوار افزودهایم و در ابتدای امر هم در موردش هراس داشتیم موسیقی باروک فرانسه است که مبحث مهمی است و ما جرات سراغ گرفتن از آن را تا پیش از این نداشتیم. قبل از این اجرا به سراغ آهنگسازان آلمانی، ایتالیایی و انگلیسی رفته بودیم. این بار اما به کمک کریستف که فرانسوی را به خوبی میداند به سراغ فرانسه هم رفتیم. او در اجرای درستتر موسیقی فرانسوی ما را خیلی کمک کرد. بخشی از رپرتواری که در کلیسای آلمانها اجرایش کردیم نظیر آریاکانتات از تلمون و سه قطعه کوتاه آوازی از زنسل (آهنگساز سوئیسی) در این کنسرت هم اجرا میشود. اما بقیه رپرتوار که شامل قطعات فرانسوی است کاملا جدید هستند.
آیدین احمدینژاد: در این برنامه به سه زبان مختلف کار آوازی اجرا میشود (انگلیسی، آلمانی و فرانسوی) و اسم کنسرت را فرانسوی انتخاب کردیم و گذاشتهایم لزاگرمان که به معنای تفاهم است و البته به تزئینات موسیقایی فرانسه در دوره باروک هم لزاگرمان گفته میشود. جمع شدن این سبکها دور هم تفاهم را هویدا میکند.
- - آقای احمدینژاد نظر شما درباره اجرای موسیقی تا این حد جدی و حتی تاریخی در شرایطی که وضعیت ارکسترها هم هنوز مشخص نشده چیست؟ ظاهرا موسیقی کلاسیک به عنوان یک جریان در این سرزمین محلی از اعراب ندارد؟!
آیدین احمدینژاد: متاسفانه این نوع موسیقی و اساسا خود موسیقی در جامعه ما ارزش ذاتی ندارد اما زمانی که این موسیقی آکادمیک و جهانی شد یک زبان مشترک و ثابتی پیش آمد که پایهاش موسیقی غرب شد. در کشورهای دور و اطرافمان هم اجراهای خوبی از این نوع موسیقی شکل گرفت. لازم است در اینجا به این نکته اشاره کنم که موسیقی کلاسیک با موسیقیهای دیگر فرق دارد. حتی در یکی از نوشتههایم به این مسأله اشاره کرده بودم که موسیقی کلاسیک نباید با موسیقیهای دیگر تلفیق شود. بعضی از گونههای موسیقی فقط اسمشان موسیقی است ولی نسبت به هم تفاوت بسیاری دارند. حتی به نظرم کسی که موسیقی کلاسیک کار میکند نباید نوع دیگری از موسیقی را اجرا کند.
- - اگر بنا باشد از منظر صرفا علمی درباره این دوره صحبت کنید وضعیت موسیقی باروک را در طول این سالها در اروپا که مادر چنین موسیقی هست چطور ارزیابی میکنید؟
آیدین احمدینژاد: چیزی که در این سالها به این نوع موسیقی ضربه زده است، تلفیق آن با اجرای رمانتیک است. زمانی سلیقههای اجرایی رمانتیکی را به موسیقی باروک تعلیق دادند و متاسفانه موسیقی کلاسیک زیرسایه این نوع موسیقی قرار گرفت. در حالی که موسیقی کلاسیک اصلا تعریفش فرق دارد. بحث اجرای اصیل بحث مفصلی است که در کوتاهترین تعریفش، نزدیک شدن به ذهنیت آهنگساز است. باخ تحتتأثیر اجراها و سیصدسال گذشته است و متاسفانه دیگر ذهنیت باخ برایمان مشخص نیست. اما با این حال در سالهای اخیر، جریانی در اروپا راه افتاد که اجرای موسیقی باخ آسیبشناسی شود. براساس شواهد بهدست آمده موسیقی کلاسیک باید شباهت نزدیکی به ذهنیت آهنگساز داشته باشد. به علاوه ذکر این نکته در مورد سلایق شنیداری مخاطبان هم لازم است که درک موسیقی کلاسیک به یک آشنایی قبلی نیاز دارد و کسی که جریانات موسیقی کلاسیک را دنبال میکند کاملا نسبت به این مسأله آگاهی دارد که بخشی از موسیقی کلاسیک، باروک است.