سرانجام چند ماه پس از انتشار آلبوم ˝نه فرشتهام نه شیطان˝، انتظار علاقهمندان برای اجرای زندهء کار به سرآمد و این اثر برای نخستینبار در شامگاه شانزدهم مرداد در تالار بزرگ وزارت کشور به صحنه رفت.
انتشار آلبوم موسیقی “نه فرشتهام نه شیطان” در روزهای پایانی سال 92 را میتوان یکی از اتفاقات خوب در حوزه موسیقی اصیل ایرانی به شمار آورد. مجموعه منحصر بفردی با آهنگسازی تهمورس پورناظری و صدای همایون شجریان که طی مدت کوتاهی مورد توجه اقشار مختلف و ذائقههای گوناگون موسیقایی قرار گرفت و حتی کسانی که میانه چندانی با موسیقی سنتی نداشتند، آن را شنیدند و دوست داشتند و ستودند.
این آلبوم نه تنها به لحاظ نوع آهنگسازی و نام خواننده، بلکه به سبب کیفیت بالای فنی، که نتیجه ضبط در استودیوهای خارجی بود و همچنین حضور نوازندههای خارجی با شهرت جهانی از جمله شجاعت حسینخان، پدرو اوستاچه، رامون استگنارو، جیمی جانسون و جان ویک فیلد یکی از محبوبترین آثار موسیقایی چند سال اخیر شد.
سرانجام چند ماه پس از انتشار این آلبوم، انتظار علاقهمندان برای اجرای زنده کار به سرآمد و این اثر در شامگاه شانزدهم مرداد در تالار بزرگ وزارت کشور به روی صحنه رفت.
در این اجرا علاوه بر 8 قطعه آلبوم، 3 قطعه تازه نیز اجرا شد که یکی از آنها آهنگ افتتاحیه کنسرت بود. قطعهای آوازی با غزلی از مولانا و همنوایی تار تهمورس پورناظری و آواز همایون شجریان.
تصنیف “نه فرشتهام نه شیطان” با شعری از حسین منزوی قطعه بعدی بود که با همراهی حسین رضایینیا (کوبهای)، خورشید دادبه (تار)، آیین مشکاتیان (کوبهای) و آرین کشیشی (گیتار بیس) اجرا شد.
اجرا خوب بود اما متاسفانه کیفیت نامناسب صدا و نور لطافت حس و حال موسیقی را خط خطی میکرد. اما این موضوع را به حساب سالن گذاشتیم و اینکه چند سالی هست هیچ کنسرتی در آن اجرا نشده و طبیعتا اجرای اول بعد از اینهمه سال خالی از اشکالات فنی نخواهد بود.
سپس تهمورس سه تارش را در دست گرفت تا در قطعه “کولی” همایون را همراهی کند و من بلافاصله به یاد ناخوشی سیمین بانو بهبهانی و بستری بودنش در بیمارستان طی یکی دو روز اخیر افتادم. برای سلامتش دعا کردم و زیر لب با همایون همنوا شدم: کولی کنار آتش رقص شبانهات کو؟/ شادی چرا رمیده؟ آتش چرا فسرده؟
سهراب پورناظری (کمانچه)، احسان فرامرزی (گیتار کلاسیک)، سپند دادبه (عود) و مهیار طریحی (سنتور) به گروه پیوستند تا تصنیف زیبای “دل به دل” را اجرا کنند. بعد هم نوبت به قطعه آوازی “شتک” با شعری از حسین منزودی رسید که یکی از زیباترین قطعات آلبوم است. سهتار تهمورس و آوای دلهره آور طبل رضایینیا تنها همراهان این قطعه آوازی بودند: کجا به سنگرس دیو و سنگبارانش/ در آبگینه حصاری شوند هشیاران؟/ شتک زده است به خورشید خون بسیاران…
تصنیف “نفسم گرفت از این شب” با شعری از شفیعی کدکنی قطعه بعدی بود که شور و حرارت برنامه را دوچندان کرد و بسیار مورد استقبال قرار گرفت. سپس نوازندگان سازهای زهی به ارکستر پیوستند تا تنها قطعه بیکلام این کنسرت را اجرا کنند. قطعه بسیار زیبایی که از ساختههای جدید پورناظری است و در ترکیب آلبوم وجود ندارد.
تکنوازی تنبور سهراب پورناظری پیش درآمد اجرای یکی از ساختههای قدیمی کیخسرو پورناظری و سیاوش نورپور بود که با همراهی سه تنبور دیگر به زیبایی اجرا شد. شاعر این قطعه فروغی بسطامی است و یکی از آهنگ های خاطره انگیز دهههای گذشته موسیقی ایران است: مردان خدا پرده پندار دریدند/ یعنی همه جا غیر خدا یار ندیدند…
تصنیف “چونی بی من” با پیوستن بقیه زهیها به جمع ارکستر اجرا شد و بعد از قطعه آوازی “درون آینه”، نوازنده پیانو (رضا صادقی) و یک گروه کر چهارنفره که از سوپرانوهای گروه آوازی تهران بودند نیز به ارکستر پیوستند تا پرتعدادترین قطعه این آلبوم یعنی “چرا رفتی” را با شکوه هرچه تمامتر تقدیم علاقهمندان کنند و مهر پایانی بر این شب خاطره انگیز بزنند.
گرچه حذف بعضی از سازها مثل سیتار و دودوک به علت نبود نوازنده مناسب و همچنین جایگزینی بسیاری از نوازنده های دیگر باعث ایجاد این نگرانی شده بود که اجرای زنده کار تفاوت چشمگیری با آلبوم داشته باشد، اما تهمورس پورناظری و گروهش به خوبی از عهده این اجرا برآمدند و چه بسا اگر به خاطر برخی نقایص فنی نبود، شاهد کیفیت بهتری از اجرا میبودیم. به هرحال جدای از مباحث فنی و هنری، اجرای 12 سئانس از این کنسرت در سالن سههزار نفری وزارت کشور رخداد فرخندهای در حوزه موسیقی کشور است که امیدواریم برای همه هنرمندان خوب و سختکوش ایران اتفاق بیفتد.