رهبر ارکستر بزرگ بادی ˝آرسنوا˝ میگوید این روزها مد شده صدای ارکستر و حتی خواننده را به صورت پلیبک در سالن پخش میکنند و اسمش را کنسرت موسیقی میگذارند.
آرمین قیطاسی متولد 1361 تهران و هنرآموخته هنرستان موسیقی است.
نوازندگی در ارکستر ملی، ارکستر سمفونیک تهران، ارکستر ملل و ارکستر سمفونیک جوانان (در سمت فلوت 1) تنها گوشهای از سوابق پربار او در عرصه نوازندگی است. تندیس طلایی سه دوره جشنواره موسیقی فجر در رشته نوازندگی (انفرادی و گروهی) نیز جزئی از افتخارات آرمین قیطاسی است.
در کنار نوازندگی، به سبب علاقهاش به آهنگسازی و تنظیم، مدتی را صرف همکاری با خوانندههای پاپ کرد تا سرانجام به خواسته دیرینش یعنی تشکیل یک ارکستر بزرگ (Big Band) متشکل از سازهای بادی جامه عمل پوشاند و چنین شد که «آرس نوا» با هدف اجرای موسیقی جاز، لاتین و پاپ با بالاترین سطح کیفیت نوازندگی، تنظیم و ارکستراسیون، به بازار موسیقی ایران پا گذاشت.
اجراهای بعدی این گروه با استقبال گرم مردم و صاحبنظران روبهرو شد و نام آرس نوا برای علاقهمندان به موسیقی کلاسیک، جاز و لاتین ایرانی تبدیل به نامی آشنا شد. خبر کنسرت ارکستر “آرس نوا” روزهای 17 و 18 شهریور در تالار وحدت زمینه این گفتوگو شد که در ادامه میخوانید:
بیشتر از یک سال از آخرین اجرای ارکستر بزرگ آرس نوا گذشته است؛ علت این غیبت تقریبا طولانی چه بوده است؟
در یک سال اخیر با دو نفر از تهیهکنندههای حوزه موسیقی برای اجرای کنسرت وارد مذاکراتی شدیم، اما این مذاکرات به نتیجه نرسید و نهایتا برگزاری کنسرت را خودمان برعهده گرفتیم. این موضوع باعث شد مدتی از صحنه دور باشیم. بهار امسال هم قرار بود در فستیوال “رنگ موسیقی” کنسرت داشته باشیم که نهایتا به سبب نرسیدن به توافقات مالی، از شرکت در این فستیوال منصرف شدیم.
معمولا فستیوالهایی از این دست که به همت بخش خصوصی برگزار میشوند بودجه ای برای تامین مالی گروهها در اختیار ندارند و اغلب گروهها با دریافتیهای اندک به اجرای برنامه می پردازند. چرا “آرسنوا” مثل بقیه گروهها، نمی تواند با این موضوع کنار بیاید؟
مسئله این است که نوازندههای “آرسنوا” جزو گرانترین نوازندههای کشور هستند و من نمیتوانستم با آن بودجه پیشنهادی حتی از عهده دستمزد نوازندهها بر بیایم. بنابراین علیرغم میل باطنیام از شرکت در فستیوال مذکور انصراف دادم ولی برنامههایی برای همکاری در آینده با برگزارکنندگان آن داریم که در زمان مناسب خودش اعلام می شود.
در مصاحبههای پیشین قول یک کنسرت متفاوت را به طرفداران “آرسنوا” داده بودید. در این کنسرت شاهد چه کارهای تازهای خواهیم بود؟
کنسرت شهریورماه، چه به لحاظ محتوای قطعات، و چه به لحاظ سازبندی و ارکستراسیون تفاوت های بسیاری با اجراهای قبلی خواهد داشت. قطعات آماده شده برای این اجرا که بیشتر از موسیقی لاتین انتخاب شدهاند، پرضربتر و ریتمیکتر از همیشه خواهند بود، که همگی به پیشنهاد طرفداران “آرسنوا” انتخاب و تنظیم شدهاند. الان بیشتر از شش ماه است که روی تنظیم، ارکستراسیون و پارتیتور نویسی این قطعات جدید کار میکنم. همچنین در این کنسرت برای نخستینبار سیستم سینک بین فیلم و موسیقی (sync movie with music) را داریم که بر جذابیت کار اضافه خواهد کرد.
چه تصاویری را با موزیک سینک زدید؟
با توجه به اینکه تعداد زیادی از قطعات انتخابی مردم در نظرسنجی به فیلمها و سریالهای خاطرهانگیز تعلق دارند، ما در تعدادی از این قطعات از تصاویر همان فیلم برای این ترکیب استفاده کردیم. تصاویر به کمک ویدئوپروجکشن روی پرده به نمایش درمیآیند و همزمان در ارکستر نواخته میشوند. اجرای این سیستم به علت حساسیت بالای زمانبندی کار بسیار سختی است. پیشتر یکی دوبار این سیستم در کنسرت های ارکسترهای دیگر تجربه شد ولی نتیجه راضی کننده نبود، چون نتوانستند هماهنگی دقیق بین صدا و تصویر ایجاد کنند؛ نهایتا منجر به مطابق نبودن و پیش افتادن یا عقب افتادن تصویر از موسیقی شده بود، اما ما تمرینهای بسیاری برای این قسمت داشتیم و در این کار از همکاری آقای علی تصدیقی استفاده کردیم که کارگردانی ویژوال افکتها و تدوین کار را برعهده داشتند. آقای تصدیقی یکی از بهترین ویژوال افکتکارهای کشورمان در صنعت فیلم و سریال هستند.
نقش مردم در انتخاب قطعات جدید به چه صورت بوده است؟
ما در کنسرت قبلی برگههای نظرسنجی بین حاضران پخش کردیم و از آنها خواستیم آهنگهای مورد علاقهشان را به ما اعلام کنند. با توجه به اینکه بخش اعظمی از قطعات اجراشده در کنسرتهای ما به قطعات خاطرهانگیز فیلمها و سریالهای معروف دهههای اخیر اختصاص داشت، مردم طی آن نظرسنجی و همچنین از طریق ایمیلهایی که برای ما فرستادند، خواهان اجرای تعدادی از این آهنگها شدند که از میان آنها تعدادی قطعه انتخاب و طی این مدت روی آنها کار شده است.
آیا در این کنسرت هم، مثل اجراهای قبلی، قطعات باکلام خواهیم داشت؟
در این کنسرت 7 قطعه باکلام داریم که 3 خواننده سولیست آنها را اجرا می کنند. این تعداد در سابقه آرسنوا کاملا منحصربفرد است.
آیا قطعات باکلام هم جزو قطعات پیشنهادی مردم بودند؟
بالاترین پیشنهادها به آهنگ “اسکای فال”(Skyfall) تعلق دارد که یکی از قطعات باکلام این کنسرت است و پیش بینی میکنم جزو تاپترین کارهای این اجرا قرار گیرد. قطعات “خونه مادربزرگه”، “پدرخوانده”، “Home” و “besame_mucho” از دیگر کارهای باکلامی هستند که در این کنسرت اجرا میشوند.
خوانندههای سولو چه کسانی هستند؟
یکی از خوانندهها آقای مهدی محمدی است که قطعات “Godfather” و “besame_mucho” را اجرا میکنند. دو خواننده دیگر هم جزو سورپرایزهای کنسرت هستند.
چه تغییری در سازبندی ایجاد کردید؟
ما در اجراهای پیشین گیتار الکتریک را در ترکیب ارکستر داشتیم. در این کنسرت به سبب بالا بودن حجم قطعات لاتین، گیتار آکوستیک و اسپانیش هم به کار اضافه شد. علاوه بر آن، در این کنسرت برای نخستین بار ساز “کوئنا” معرفی میشود که یک ساز بادی چوبی ویژه موسیقی امریکای جنوبی است.
“آرسنوا” به عنوان یک ارکستر بزرگ (Big Band) طی این سالها سعی کرده استانداردهای بالای جهانی را در کارهایش حفظ کند تا امروز در مقام یکی از گروههای مطرح در حوزه موسیقی کشور ادامه مسیر دهد. در جایگاه پایهگذار و سرپرست گروه، آیا موقعیت فعلی آرسنوا را رضایتبخش میبینید؟
به عنوان کسی که چندین سال از عمرش را صرف پاگرفتن و موفقیت این گروه کرده، مسلما رسیدن به بالاترین جایگاهها را برای آرسنوا آرزو دارم. اما علیرغم مشکلاتی که سر راه کار ما وجود دارد، خوشحالم که تنها اسپانسر ما مردم هستند و این مردم هم فقط برای شنیدن هنر ما، موسیقی ما، به سالن میآیند. ما هیچوقت سعی نکردیم با ابزاری غیر از هنرمان به جذب مخاطب بپردازیم؛ و مثلا با آوردن فلان چهره و فلان هنرپیشه برای گروهمان اسم و رسمی دست و پا کنیم و مردم را به سالن بکشانیم.
در همه جای دنیا این رفت و آمد میان دنیای موسیقی و سینما مرسوم بوده و هست.
بله، به شرطی که شخص مورد نظر واقعا استعدادی در کار داشته باشد. نه اینکه مثلا من یک گروه موسیقی درست کنم و بعد بیایم یک بازیگر معروف سینما را، به عنوان خواننده یا نوازنده، وارد گروه کنم، تا به واسطه چهره او برای خودم طرفدار جور کنم و بلیت بفروشم. روی صحبتم با هنرپیشههایی نیست که واقعا استعداد موسیقی دارند و در این راه موفق هستند، اما این روزها میآیند یک چهره معروف را وارد گروه موسیقی میکنند درحالی که شخص مورد نظر چیزی از موسیقی نمیداند. این کار مد شده است. همانطور که مد شده صدای ارکستر را به صورت پلیبک (Play Back) در سالن پخش میکنند و اسمش را می گذارند کنسرت موسیقی. خب مردم میتوانند توی خانه هایشان بنشینند و همان موسیقی را از دستگاه ضبط صوت بشنوند. تازه صد هزارتومن هم بابت بلیت نپردازند!
خب، این موضوع هم جزو استثنائات گریزناپذیر در حوزه موسیقی ماست.
این موضوع نه استثناست و نه گریزناپذیر. متاسفانه استفاده از پلیبک در کنسرتهای موسیقی پاپ ما امری رایج است به طوری که در بیشتر کنسرتهای پاپ مورد استفاده قرار میگیرد؛ تا جایی که حتی صدای خواننده هم زنده نیست و خواننده آن وسط ایستاده و فقط لب میزند. البته استفاده از پلیبک در تمام دنیا رایج است، منتها برای مواقعی که شما قادر نباشید اصوات مورد نظرتان را با ساز تولید کنید و از پلی بک استفاده می کنید، اما ما برای تولید ریتمها، برای صدای درامز و پرکاشن هم از پلی بک استفاده میکنیم. این کار نوعی اهانت به شعور مخاطب است که در درازمدت منجر میشود به افت شدید کیفیت موسیقی که این روزها شاهدش هستیم. متاسفانه همین موسیقی بیکیفیت و سطح پایین است که بیشترین گردش مالی حوزه موسیقی را به خود اختصاص داده و همان آقای خواننده ای که در کنسرتش لب میزند و صدایش از بلندگوها play میشود، برای هر شب اجرا دستمزدهای کلان طلب میکند. بقیه بخش های موسیقی ما بهرهای از این گردش مالی ندارند، تا جایی که ما مجبور میشویم به خاطر دستمزد نوازندهها از اجرای یک کنسرت صرف نظر کنیم.
صحبت از بخش های دیگر موسیقی شد. به خاطرم آمد که شما و برادر کوچکتان، آرین از اعضای ارکستر سمفونیک و ارکستر ملی بودید. بعد از فراخوان چندماه اخیر دفتر موسیقی مبنی بر آزمون انتخاب نوازنده های ارکستر سمفونیک تهران، آیا تغییرات مثبتی در این ارکستر مشاهده میکنید؟
من و آرین مثل همه متقاضیان دیگر در آزمون شرکت کردیم که به زودی نتایج آن اعلام خواهد شد. اتفاقا امروز جلسهای با آقای پرفسور منوچهر صهبایی رهبر ارکستر سمفونیک تهران داشتم که به بررسی قسمت بادی ارکستر سمفونیک مربوط بود.
آیا وضعیت ارکستر سمفونیک در بخش بادی رضایتبخش است؟
در زمینه سازهای بادی تعداد شرکتکنندهها بالا بود و میشود گفت بعد از اعلام نتایج و آغاز به کار ارکستر اوضاع خوبی در بخش بادیها خواهیم داشت. نوازندههای بادی ما اغلب از نوازندههای خوب و جوان هستند که شاید کمتر از 5 نفر از کل 80 میلیون جمعیت ایران حائز آن سطح کاری باشند. این ارکستر جدید اگر مورد حمایت دفتر موسیقی ارشاد قرار بگیرد بیشک در سطح بینالمللی خصوصا در میان همسایههای ایران نیز میتوانیم حرفی برای گفتن داشته باشیم.