علی ترابی مرد کمحرف موسیقی ایران است. چه زمانی که سرپرستی دفتر موسیقی وزارت ارشاد را بر عهده داشت و چه زمانی که سکاندار انجمن موسیقی ایران شد، بیحاشیه فعالیتهایش را پی گرفت.
وی تا کنون به مدت چهار سال پیاپی،همراه با حسن ریاحی(دبیر جشنواره) در جشنواره بینالمللی موسیقی فجرحرکت کرده و سعی کرده است جشنواره را چه بدون بودجه و چه در شرایط مساعد آن در حوزه مدیریتی خود سرپا نگه دارد.
ترابی معتقد است که بخش دولتی هر آنچه را که میتوانسته برای هدایت جشنواره به کار گرفته است و دیگر، توقعات بیش از این را باید از بخش خصوصی انتظار داشت.
آنچه در پی میخوانید، گفت و گو با دبیر اجرایی جشنواره بینالمللی موسیقی فجر و در بردارنده نظرهای وی در این باره است:
***
علی ترابی دبیر اجرایی جشنواره موسیقی فجر است و هر سال در جشنوارهای با شرایط اقتصادی متفاوت حضور داشته است.
ارزیابی شما از جشنواره ، در این چند سالی که گذشت، چیست؟
پاسخ به این سوال کمی دشوار است زیرا از زوایای مختلف میتوان به این موضوع نگاه کرد. اگر بخواهم از منظر اجرایی به این پرسش پاسخ دهم، باید بگویم طبیعی است که در چهار سال اخیر با توجه به مشکلات اقتصادی که برای کشور به وجود آمد، تمامی حوزهها درگیر مسائلی شوند و متاسفانه این امر در حوزه فرهنگ، مشخصتر بود زیرا همیشه اولین جایی که میشد بودجه را تا حد امکان تقلیل داد، حوزه فرهنگ بود و جشنواره موسیقی فجر هم از این قاعده مستثنی نماند.
در چهار سال اخیر، این جشنواره با بودجهای نابسامان برگزار شد و به ناگزیر، این فشار بر گروههایی که در جشنواره شرکت میکردند، اعمال میشد زیرا دستمان در پرداخت دستمزدها بسته بود اما با این حال گمان میکنم با تلاشهای فراوان، جشنواره به لحاظ کیفیت تفاوت محسوسی با دورههای پیشین، یعنی قبل از این چهارسال اخیر نداشت. حتی در بخشهایی مثل بخش بینالملل شاهد رشد نیزبودهایم البته میپذیریم که به دلیل مشکلات مالی، متاسفانه در برخی از بخشها نیز افت ناگزیری داشتهایم.
اما اگر بخواهم از منظر شخصی و به دور از محدودیتهای اجرایی نظر بدهم، بر این باورم که جشنواره موسیقی فجر تا حدی دستخوش سلایق شخصی در دورههای مختلف شده بود که از تبعات آن، یکی همین بزرگی و فربگی بیش از اندازه این جشنواره است. کمتر جشنوارهای در دنیا داریم که همه ژانرها را پوشش دهد.
گسترده بودن جشنواره منجر به تضعیف توجه برگزارکنندگان آن به جنبههای تخصصی و به تبع آن موجب تضعیف اعتبار هنری آن میشود. در سالهای اخیر، جشنواره موسیقی فجر علاوه بر اینکه همه ژانرها را پوشش داده، تبدیل به میدانگاهی شده تا با هر تغییر و تحول اداری، بخشهایی به آن اضافه شود و متاسفانه مسئولان جشنواره هم باید پاسخگوی شرایطی باشند که پیش نیازهای لازم جهت اجرای مناسب آن فراهم نشده بود و چه بسا در این زمینهها، موفق نیز نبودهاند.
فکر میکنم، بزرگ شدن هرساله جشنواره و فشاری که از طرف رسانهها و طرفداران بعضی از ژانرها جهت پوشش انواع موسیقی اعمال شده است، موجب میشود که اجازه ندهند، بعضی ژانرها از پیکره جشنواره جدا شده و به صورت مستقل پیگیری شوند. در حالی کهبرگزاری جشنواره در چنین حجم و ابعادی نه تنها کار دشواری است بلکه تمرکز ما را برای ارتقای کیفیت آن به لحاظ صدابرداری، مخاطب و سالن کاهش میدهد.
در واقع شما پوشش گسترده جشنواره از موسیقیهای مختلف و این گستردگی را نقطهضعف جشنواره میدانید؟
بله؛ من فکر میکنم این رویداد خارج از توان موسیقی ما، توان اجرایی، مخاطب و امکانات سختافزاری سالنها است که نزدیک به 120 اجرا با حضور بیش از هزار هنرمند در جشنوارهای به مدت یک هفته به روی صحنه برود. این امر باعث ریزش مخاطب میشود که نه قابل قبول ما و نه مورد قبول گروههای شرکتکننده است. زیرا ما بودجه اندکی را صرف گروههای زیادی میکنیم و گروهها از دستمزد کمتری برخوردار میشوند.
یکی از بزرگترین مشکلات موسیقی فجر این است که ساختار شفاف و مشخص ندارد.
فکر نمیکنید، اظهارات شما در حالی قابل قبول است که ما در سال تعداد زیادی جشنواره تخصصی داشته باشیم؟ وقتی در سال هیچ رویداد مستمری برای موسیقی پیریزی نمیشود، قطعا توقعات از جشنواره ی موسیقی فجر بالا میرود.
با بخشی از صحبت شما موافقم که اگر جشنوارههای تخصصی به صورت منظم برگزار میشد، انتظارات از فجر کمتر بود اما در مورد مقوله «جشنواره» برداشت نادرستی در کشور ما وجود دارد که گویی جشنواره میتواند حلالمسائل همه مشکلات موجود در حوزه موسیقی کشور باشد؛ در حا لی که یک جشنواره در بهترین حالتش میتواند استعدادهای خاصی را به جامعه معرفی کند که بدون کمک آن، هیچ وقت فرصت ابراز آنها پیدا نمیشد.
نکته دیگر اینکه جشنواره، نه قادر و نه قرار است که معضلی از معضلات موسیقی را برطرف کند. حل این معضلات باید در مراحل پیش از جشنواره و به صورتی کاملا مجزا و مستقل از آن صورت گیرد.
به عنوان مثال، بدون شک این اتفاق خوبی است که کودکان هم جشنوارهای برای خود داشته باشند اما اگر شرایط موسیقی کودک در کشور را مورد ارزیابی قرار دهید، متوجه میشوید که مشکلات موسیقی کودک در کشور ما در وهله اول نداشتن جشنواره نیست بلکه مشکلات جدیتری دارد که روی آنها کمتر توجه میشود یا اصلا توجه نمیشود.
کارهای زیربناییتری در موسیقی هست که به صورت جدی، پیگیری و انجام نمیشود اما جشنواره چون جذابیت بیشتر و بُعد رسانهای دارد، این موج راه میافتد که چرا مثلا کودک جشنواره ندارد؟ من فکر میکنم در تعریف جشنواره برای مدیران و رسانهها اغراق شده است و خیلی وقتها برخی از این جشنوارهها همپوشانی با سایر جشنوارهها دارد و اصلا زمینههای برگزاری آن وجود ندارد بلکه صرفا برای پربارتر نشان دادن یک دوره مدیریتی نسبت به دوره قبل آن بوده است. ببینید، اگر بخشهایی در جشنواره فجر نباشد اما جشنواره، تخصصیتر برگزار شود، به این معنا نیست که بخشی از موسیقی را نادیده گرفتهایم.
منظور شما از تخصصی شدن چیست؟ در دوره بیست و هشتم این ادعا مطرح شد و جشنوارهای کوچک برگزار شد در حالی که آن جشنواره اصلا کیفی و تخصصی نبود و فقط در آن صرفهجویی شده بود.
در تمام این سالها چندان بر مبنای تحلیل تصمیم نمیگرفتیم بلکه بر مبنای بودجه کار میکردیم. دوره بیست وهشتم بدترین دوره جشنواره بود. در آن سال به دلیل کمبود بودجه جشنواره کاملا کوچک شد و دوره بیست و نهم بر مبنای ضرورتهای جشنواره دوباره گسترده شد.
درباره برگزاری یک جشنواره خیلی باید فکر کنیم که جشنواره مطلوب چه چیزی میتواند باشد؟ شاید اصلا یک جشنواره مطلوب را باید در بخش غیردولتی جست وجو کرد چون از بخش دولتی انتظاراتی وجود دارد که نمیتوان آنها را برآورده کرد.
تعریف شما از یک جشنواره تخصصی دقیقا چیست؟
به نظر من یک جشنواره تخصصی جشنوارهای است که در درجه اول اعتبار زیادی داشته باشد. یعنی گروههای موسیقی به دنبال حضور در این جشنواره باشند و اخبار جشنواره را رصد کنند و از طرفی حضور در آن را یک فرصت بدانند. جشنواره موسیقی فجر بعد از 30 سال هنوز به آن جایگاهی که باید نرسیده است.
دوم اینکه ساختار فکری حاکم برجشنواره باید تخصصی باشد که عوامل مختلفی را شامل میشود اما جشنواره ما دستخوش سلایق مدیران و سلایق فرهنگی دولتها است یعنی برای بخشی محدودیت قائل میشود و خود جشنواره به عنوان یک ساختار ثابت جدی گرفته نشده است.
پراکندگی سالنها در جشنواره موسیقی فجر یکی از مشکلات دیگر جشنواره است؛ فکر میکنید در این شرایط وجود کاخ جشنواره چقدر منطقی است؟
ما همیشه بهترین سالنهای ممکن را برای جشنواره در نظر میگیریم. برای مثال سالنهای رودکی و وحدت را انتخاب میکنیم و براساس نیاز این انتخاب را انجام میدهیم. یا مثلا سالن اصلی برج میلاد را برای موسیقی پاپ در نظر گرفتیم. در نظر گرفتن کاخ جشنواره منطقی نیست. این در حالی است که جشنواره موسیقی مقاومت هم یک تجربه ناکام در این زمینه داشت.
کمتوجهی به موسیقی نواحی در جشنواره فجر یکی از انتقاداتی است که به مدیران وارد است؛ قصد ندارید این موضوع را جدیتر پیگیری کنید؟
موسیقی نواحی از آن بخشهایی است که موضعگیریها درباره آن درست نیست. قطعا شما هم تایید میکنید، در شبی که 12 سالن اجرا در شهر درگیر موسیقی است، سالنی که به اجرای موسیقی نواحی میپردازد، مخاطب لازم را ندارد و این تجربه موسیقایی خوبی برای گروهها نیست. بهتر است در جشنواره موسیقی نواحی به این موضوع پرداخته شود.
دلیل اینکه موسیقی نواحی را از جشنواره فجر حذف کردید، همین بود؟
نه؛ آن زمان صرفا فکر کردیم اگر این جشنواره به صورت تخصصی برگزار شود، نتیجه بهتری خواهد داد.
امسال جشنواره موسیقی فجر تغییر چشمگیری دارد؟
بله؛ چند تغییر در جشنواره داریم اما اجازه دهید که فعلا دربارهاش صحبت نکنم. در شورای سیاستگذاری صحبتهایی را مطرح کردیم.
و در نهایت حرف آخر شما…
فکر میکنم، دیگر وقت آن رسیده اعتمادی به بخش خصوصی داشته باشیم. زیرا سقف و توان بخش دولتی همین کارهایی است که ما آنها را انجام میدهیم. منظورم این نیست که فجر به بخش خصوصی واگذار شود اما جشنوارههایی هم هست که بخش خصوصی باید انجام دهد و ثابت شده میتوانند این کار را انجام دهند.