در هفتمین شب در گذشت لطفی ساکت و فراهانی از او گفتند

15 می,2014 سازخانه طهران | اخبار هفته - در هفتمین شب در گذشت لطفی ساکت و فراهانی از او گفتند‎

44209_635353200528655000_m

در هفتمین شب در گذشت لطفی ساکت و فراهانی از او گفتند

همزمان با هفتمین روز درگذشت محمدرضا لطفی؛ کیوان ساکت و هوشنگ فراهانی به هنرآنلاین آمدند تا در نشستی کارنامه هنری این هنرمند فقید را از نوجوانی و حضور در رادیو ، مرکز حفظ و اشاعه، شکل‌گیری گروه شیدا و مهاجرت به خارج و بازگشت به ایران ورق بزنند.

در این نشست که به بهانه بررسی آثار محمدرضا لطفی برگزار شد، کیوان ساکت درباره ویژگی‌های تارنوازی محمدرضا لطفی گفت: به طورکلی تارنوازی استاد لطفی بسیار متفاوت بود. بعد از یک دوره‌ای که همه نوازندگان تار به یک سبک و سیاق تار می‌زدند، البته استاد وزیری جدا از آن‌ها است مانند موسی‌خان معروفی، زرین‌پنجه، درویش‌خان و…. سه نوازنده در این دوران ظهور کردند که لطف‌الله مجد، فرهنگ شریف و جلیل شهناز بودند و به طور دیگری ساز می‌زدند به همین دلیل نیز مطرح شدند.

او ادامه داد: زمانی‌که ایران در آستانه ورود به دنیای جدید بود با آمدن رادیو و ضبط شدن صفحات و…. نوازندگی قدیم نمی‌توانست پاسخگوی نیازهای مردمی باشد زیرا با آثار غرب آشنا شده بودند و مناسبات زیربنایی جامعه تغییر کرده بود و فرهنگ روبنای این مناسبات بود در نتیجه یک تغییر به وجود آمد که از زمان وزیری آغاز شد و بعد یک وقفه به وجود آمد و در همه سازها تغییر و تحول به وجود آمد به عنوان مثال ساز نی اصلا وجود نداشت ولی بعد از این دوره این ساز وارد موسیقی شد. در این زمینه نوازندگی تار هم دچار تغییر و تحولات شد و سه نوازنده‌ای که استاد بودند در آن دوره و عصر هم زندگی می‌کردند، توانستند تفکر جدیدی را در عرصه نوازندگی که خیلی متفاوت بود به وجود آورند. در این بین یک نوازنده جوان به نام محمدرضا لطفی ظهور کرد که علاقه به سنت‌ها داشت و با تکنیک جدید پل ارتباطی بین دو تفکر ایجاد کرد. در این دوران ردیف فقط جنبه آموزشی پیدا کرده بود ولی محمدرضا لطفی به ردیف جنبه اجرایی بخشید. همچنین این نوازنده بعد از مدت‌ها تحت تاثیر لطف‌الله مجد و در سه‌تار تحت تاثیر ابوالحسن‌خان صبا قرار گرفت. تاثیر خیلی مستقیم استاد صبا در سه تار محمدرضا لطفی کاملا مشهود است. بعد از این دوره او باز گرایش به نوازندگی استاد جلیل شهناز پیدا کرد که بر پایه محفوظات ردیفی بود.

در ادامه این نشست، هوشنگ فراهانی درباره جایگاه محمدرضا لطفی در موسیقی ایران افزود: پاسخ این سوال کاملا روشن است. زیرا با توجه به تاریخ موسیقی ایران و با نگاهی به تاریخ موسیقی در 150 سال گذشته متوجه می‌شویم که او در چه جایگاهی قرار داشته است. زیرا قبل از دوره مشروطه مسائلی که مربوط به موسیقی ملی می‌شود کاملا مشهود و مکتوب نیست و به جز تعدادی از نوشته‌های نظریه‌پردازان و استادانی که در جایگاه رفیعی در موسیقی ایران قرار داشتند، تعداد اندکی بودند که آثار چندانی از آن‌ها باقی نمانده که شامل عبدالقادر مراغه‌ای، قطب‌الدین شیرازی و… می‌شود. ولی آن چیزی که به عنوان موسیقی دستگاهی می‌توانیم به حساب بیاوریم به این شکل درآمده که امروز هست. البته تغییر و تحولات بسیاری در آن ایجاد شده ولی آن چیزی که مهم است این است که در تاریخ 150 سال گذشته بعد از دوران ضبط صفحه و زمانی که موسیقی ایرانی به شکل صفحه ضبط شد و به شکل صوتی به دست ما رسید، محمدرضا لطفی را می‌توانیم به عنوان یکی از قله‌های هنر بداهه‌نوازی و آهنگ‌سازی در موسیقی ملی خودمان بدانیم.

او تاکید کرد: اصولا خیلی دوست ندارم از واژه سنتی برای موسیقی استفاده کنم زیرا این لفظی بوده که از زبان انگلیسی و فرانسه ترجمه شده است و به تمام هنرها سنتی می‌ گفتند. ولی موسیقی ما موسیقی‌ است که با سیر تحول و دگرگونی که در جامعه به وجود می‌آید، هم تغییر می‌کند و من هیچ‌گاه دوست ندارم از واژه سنتی برای آن استفاده کنم. من دوست دارم بگویم موسیقی ملی ما، زیرا حسین علیزاده هم در مراسم محمدرضا لطفی گفت که قبل از انقلاب به آن موسیقی اصیل می‌گفتند و شاید واژه منطقی برای این موسیقی پیدا نشده که بهترین واژه موسیقی ملی ماست که با فرهنگ و زبان ما رشد کرده است. محمدرضا لطفی بی شک یکی از جدی‌ترین هنرمندانی است که در 150 سال گذشته در این عرصه در بداهه‌پردازی، بداهه‌نوازی و مهم‌تر از همه نگرش اجتماعی به مسائل هنری داشته‌ایم. نمی‌خواهم به اساتید گذشته انتقاد کنم ولی معمولا اساتید گذشته خیلی هنرمندان پیشرو در زمینه اجتماعی نبودند. ولی محمدرضا لطفی این چنین بود. یعنی اینکه انسان پیشرویی در زمینه مسائل اجتماعی بود و هم ادبیات را خوب می‌شناخت و با انسان‌های متشخصی در زمینه ادبیات، شعر و اجتماع ارتباط داشت. پس محمدرضا لطفی از این نظر هنرمندی جامع الشرایط بوده است.