کلاس های موسیقی در فرهنگسراها تعطیل شده است. اگرچه آموزشگاه های موسیقی زیرنظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در زمینه آموزش موسیقی فعالند اما انتقادهای بسیاری که این روزها به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می شود شاید موسیقی و آموزش این هنر را تحت الشعاع قرار دهد. گفته می شود برنامه ریزی های خرد و کلان در این زمینه وجود ندارد و تا زمانیکه وضعیت به اینگونه باشد پیشرفتی حاصل نمی شود.
کلاس های موسیقی در فرهنگسراها تعطیل شده و با این وضعیت پیش آمده و فشاری که به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در زمینه های گوناگون وارد است این شبهه را ایجاد کرده که نکند آموزش موسیقی و اجرا و تولیدات با مشکل روبه رو شوند. گفته می شود برنامه ریزی های خرد و کلان برای موسیقی وجود ندارد و تا این مساله حل نشود وضعیت موسیقی بهبود حاصل نمی کند.
چندی است مراکز موسیقی فرهنگسراها تعطیل شده است. هوشنگ جاوید پژوهشگر موسیقی نواحی ایران در مورد این مساله می گوید:« با این اقدام هم مخالفم و هم موافق!»
وی در تشریح دلایل خود می افزاید:« کلاس هایی که هیچگاه به نتیجه نمی رسید تعطیل شد.زیرا خیل عظیم این کلاس ها خروجی مفیدی نداشت. کلاس های موسیقی فرهنگسراها پایه های محکم علمی نداشتند، در ضمن اینکه نوازنده ای که از این کلاس ها بیرون می آمد عموما موسیقی فاخر ایران را نمی شناخت!»
جاوید تاکید می کند:« از یک سو ناراحتم. زیرا جلوی کار برخی از استادانی که با این فرهنگسرا زندگی می گذراندند را گرفتند. نه همه معلمان موسیقی فرهنگسراها بلکه برخی از آنها فارغ التحصیلان دانشگاهی رشته های موسیقی بودند و به این ترتیب جلوی کار آنها گرفته شد.»
پژوهشگر موسیقی نواحی ایران همچنین می گوید:« قرار است سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران با سازماندهی جدیدی این قضیه را آغاز کند. »
وی در پاسخ به این سوال که تا چه اندازه تعطیلی مراکز موسیقی در فرهنگسراها شبیه به تعطیلی ارکسترهاست؟ می گوید:«موسیقی در کشور ایران در دوره های مختلف مساله اصلی نیست، بلکه بیشتر جنبه تفننی دارد.»
جاوید می افزاید:« موسیقی در کشور ما فقط برگزاری جشنواره است. با این حساب مسوولان به جنبه علمی آن و ارتقای آن توجهی ندارند. صدمه ای که همه اهالی موسیقی می خورند نیز مربوط به این نوع نگاه است.»
وی تاکید می کند:« مشکل موسیقی در ایران یک دو تا نیست. تا زمانیکه بودجه مشخصی برای موسیقی وجود نداشته باشد وضعیت به همین منوال است.»
وی همچنین با اشاره به تخصیص بودجه هنری به ترتیب به هنرهایی همچون سینما، تئاترو سایر هنرها که همواره موسیقی را در انتها در برمی گیرد، می افزاید:« همواره تمامی هزینه هایی که در حوزه موسیقی می شود از بودجه کلی برداشت می شود و با دیدگاهی که عموما رایج است موسیقی در آخرین پله دریافت بودجه قرار می گیرد.»
کمیسیون فرهنگی مجلس بودجه مشخصی به موسیقی بدهد
جاوید تاکید می کند:« تا وقتیکه کمیسیون فرهنگی مجلس به این نتیجه نرسند که بودجه مشخصی برای موسیقی ایرانی در نظر نگیرند این موسیقی وضعیت بهتری پیدا نخواهد کرد.»
وی با انتقاد از برگزاری جشنواره موسیقی فجر می گوید:« ارتقای موسیقی در این جشنواره یا مدنظر برگزارکنندگان آن نبوده است یا اگر هم بوده، محقق نشده است. هر سال به جای ارتقای بیشتر با افول در جشنواره روبه رو بوده ایم.»
جاوید با اشاره به نقش الگوسازی در حوزه موسیقی و به حاشیه رفتن افراد موثر می افزاید:«نبودن حمایت جدی مسوولان، وارد شدن سلیقه های تهیه کنندگان در تولید آثار هنری فاخر، میدان را برای ارایه همه نوع کار و در همه سطح ها باز می کند.»
وی ضمن اظهار تاسف از وضعیت موجود در موسیقی کشور، تاکید می کند:«در حال حاضر بسیاری از موسیقی های نازل را ما به عنوان موسیقی خوب می شناسیم و این روش مناسبی نیست. زیرا ما خوب تر و عالی را نیز داریم. این روش مخاطب را به شنیدن آثار ارزشمند هدایت نمی کند.»
جاوید با ارایه پیشنهادی در ارتقای سطح موسیقی ایران می گوید:« کمیسیون فرهنگی مجلس بودجه ای را برای ارتقای سطح فرهنگی موسیقی ایران اختصاص بدهد البته با سمت و سویی مشخص. در غیر اینصورت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی انتخاب می شود اما وقتی بودجه ای برای هنر موسیقی در اختیارش قرار نمی دهند و او همواره بودجه ای کلی را برای تمامی هنرها در اختیار دارد وضعیت به همین منوال می گذرد.»
وی می افزاید:« نهادها و ارگان هایی که می توانند بنیان هایی تاسیس و ایجاد کنند نقش موثرتری نسبت به وزارت فرهنگ و ارشاد دارند.»
جاوید می گوید: « هیچ دولتی تا به حال به موسیقی ردیف بودجه نداده است.»
همه چیز تحت الشعاع تورم است
وی با اشاره به وضعیت تورم در سال های اخیر می افزاید:« تورم زندگی و حرفه همه را تحت الشعاع قرار می دهد. آهنگسازی که اثرش را خلق می کند از زمان خلق آن تا رسیدن به تولید انبوه شاید بیش از 100 میلیون هزینه می کند اما نمی تواند هزینه ای که کرده است را از انتشار آلبومش دریافت کند و خوب همه اینها نشان می دهد که حمایت از موسیقی کم است.»
جاوید با اشاره به اشباع جامعه از موسیقی های متوسط می افزاید:« مشکل عمده موسیقی ما مربوط به بخش نظارتی است. در این بخش کارشناسان صاحب نظری که بتوانند صاحب اثر و در برخی مواقع تهیه کنندگان را نمی توانند راهنمایی کنند که آیا کار شکست می خورد یا می تواند موفق شود؟ سیاست ارشاد، تشویق و حمایت است و اینکه آمار را بالا نشان دهند.»
نویسنده کتاب پرند ستایش با اشاره به تعداد زیاد آموزشگاه های موسیقی و تعطیلی کلاس های موسیقی در فرهنگسراها می گوید:« اگر قرار بود موسیقی در فرهنگسراها ، باعث تحول در موسیقی و آموزش های مرتبط با آن باشد تا به امروز این اتفاق می افتاد.»
وی می افزاید:« در کشور همه مدعی فرهنگ سازی هستند اما چیزی به عنوان فرهنگ سازی ندیده ایم که بخواهیم راجع به آن سوگواری کنیم.»
وی صحبت های مطرح شده در مورد تعطیلی مراکز موسیقی در فرهنگسرا را حساسیت های بی مورد می خواند و وجود آموزشگاه های موسیقی تحت مدیریت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را برای رفع نیاز موسیقایی مفید می داند.
برنامه ریزی خرد و کلان نداریم
جاوید همچنین در پاسخ به این سوال که چرا شهرداری در مورد آموزش موسیقی به موازی کاری با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی پرداخت و در این مرحله که همه انتقادات به وزارت فرهنگ می شود اقدام به تعطیلی کلاس های موسیقی کرده است، می گوید:« طرح کلی در ایجاد این قبیل مراکز با بودن یک نفر رونق دارد. مدیریت های بعدی باعث شده برنامه ریز اولیه با طرح و ایده های قابل اجرا به حاشیه رانده شود و نتیجه اش این شده که تولید فرهنگ ساز نبوده است. برنامه ریزی خرد و کلان نداریم و این مساله ای است که تقریبا در تمامی مراکز با آن مواجهیم.»