میلاد عمرانلو سرپرست گروه آوازی تهران که مدتی پیش با دو مدال طلا و یک نقره از رقابتهای گروه های کر دنیا در لتونی بازگشته است، در گفتوگو با هنرآنلاین به برخی از شبهاتی که این روزها در مورد کسب مدالهایشان مطرح شده است پاسخ داد.
“آکاپلا” نوعی موسیقی است که بدون همراهی ساز و ارکستر و تنها با صدای خواننده اجرا میشود. این سبک در آغاز جزوی از موسیقی کلیسایی بود، اما به تدریج از کلیسا خارج شد و جایگاه مهمی در موسیقی کرال دنیا پیدا کرد و علاوه بر این از نظر اجرایی نیز نوآوریهایی در آن پدید آمد.
در شاخهای از سبک آکاپلا صدای انسان جایگزین صدای ساز میشود، هر خواننده نقش یک ساز را در ارکستر به عهده میگیرد و فرکانس صحیح صدا را با جلوههای مربوط و شبیه به آن ساز در میآمیزد. از ترکیب این آواها و جلوهها یک قطعه ارکسترال بدون بکارگیری ساز اجرا میشود.
“گروه آوازی تهران” اولین گروه ایرانی است که این سبک از موسیقی آکاپلا را با الهام از گروههای اروپایی به کار گرفت و با هدف “آشتی دادن مردم با موسیقی کـُر و آوازی” در سال ۱۳۸۴ آغاز به کار کرد.
گروه آوازی تهران به سرپرستی میلاد عمرانلو طی مدت کمتر از ده سالی که از آغاز به کارش میگذرد، موفق شد نظرهای بسیاری را به خود جلب کند و با انتشار دو آلبوم به نامهای “وکاپلای 1 و 2″ و همچنین کسب افتخاراتی از چندین فستیوال بینالمللی بیش از پیش بر محبوبیت خود بیفزاید و به یکی از مهم ترین گروههای کر ایران تبدیل شود.
کسب دو مدال طلا و یک نقره از فستیوال گروههای کر دنیا که حدود یک ماه پیش در کشور لتونی برگزار شد، تازهترین موفقیت گروه آوازی تهران بود که تحسین و تقدیر بسیاری از علاقهمندان، اهالی موسیقی و مسئولان را در پی داشت.
این گروه قرار است طی روزهای دوم و سوم شهریورماه با اجرای کنسرتی از تازهترین آثار خود به دیدار دوست دارانش در تالار وحدت برود. سرویس موسیقی هنرآنلاین هم به همین مناسبت گفت و گوی مفصلی با میلاد عمرانلو سرپرست گروه آوازی تهران داشته که ماحصل آن را میخوانید:
قبل از پرسشهای اصلی مایلیم مختصری از تاریخچه آکاپلا و موسیقی کرال در دنیا و ایران را از زبان شما بشنویم. آیا سبک آکاپلا نوعی سبک جدید در اجرای موسیقی کرال است؟
تاریخچه آکاپلا به قرون وسطی برمیگردد و از موسیقی کلیسایی شروع میشود. در مسیحیت هم ساز اجازه ورود به کلیسا را نداشت. فقط ارگ بود. در کنار ارگ یک سری خواننده بودند که به صورت آکاپلا یا با همنوازی ارگ سرودهای کلیسایی را اجرا میکردند. بعدها این موسیقی از کلیسا خارج میشود و به صورت مستقل و غیرمذهبی هم اجرا میشود. البته آکاپلا به سبکها و شاخههایی تقسیم می شود. مثلا در موسیقی “جز” ما آکاپلای “جز” را داریم. در موسیقی پاپ همینطور. در مناطق مختلف اروپا موسیقی محلی برای کر وجود دارد. موسیقی کر در تارخشان ریشه دارد؛ همانطور که موسیقی آوازی و تک صدایی در تاریخ ما ریشهدار است. ولی موسیقی کر در ایران سابقه چندانی ندارد و حدود 80 سال است که کر وارد ایران شده و در کنار اپرا و ارکستر سمفونیک برنامه اجرا می کند. سبکی که ما کار می کنیم، به این صورت که موسیقی سازی را تبدیل به موسیقی آوازی کنیم، قدمت چندانی ندارد و حدود 60 – 70 سال در دنیا سابقه دارد. و این شیوه در ایران با ما شروع شده است.
چطور تصمیم گرفتید گروه کری با سبک آکاپلا در ایران پایهگذاری کنید؟ با توجه به اینکه فکر میکنم فعالیت گروه کر را با موسیقیِ سازی شروع کردید بعد به سمت کر آکاپلا رفتید.
من فکر میکنم آواز نزدیک ترین صوت به انسان است، چون از هنجره خودش بیرون میآید و از هر سازی به او نزدیک تر است. برای همین است که همه دوست دارند بخوانند. ایده این گروه را از برخی اجراهایی که در خارج از کشور دیدم به ذهنم رسید و تصمیم گرفتم چنین سبکی را در ایران داشته باشیم، اما در هر صورت کار بسیار سختی بود؛ چون هیچ سازی وجود ندارد که به شما کوک بدهد و ریتمتان را حفظ کند. هرچه هست خود خوانندهها هستند. و این کار در وهله اول نیاز داشت به تربیت خواننده ها. ما تقریبا یک سال و اندی با ساز کار می کردیم؛ با پیانو. چون نمی شد از قدم اول کار را بدون ساز شروع کنیم؛ اما مقصد نهایی ما همین شکل فعلی بود.

آیا خودتان هم سابقه خواندن در یک گروه کر را دارید؟
بله. من هم زمانی در یک گروه کر می خواندم که الان به نام گروه کر نامیرا فعالیت می کند، اما آن موقع نامش شایگان بود. به رهبری آقای فرهاد هراتی.
روزهای اولی که کار را به این شکل شروع کردی، آیا از این واهمه نداشتی که نبودن ساز باعث شود موسیقی شما خیلی خاص باشد، و با توجه به اینکه چنین سبکی برای مردم ما شناخته شده نبود، کار مورد استقبال قرار نگیرد؟ آینده این کار را چطور می دیدید؟
راستش نه، من آدمی هستم که خیلی مثبت به قضایا نگاه می کنم. کار را با اعتقادی که به آن داشتم شروع کردم و در این را مشکلات بسیاری را هم تحمل کردم. مثلا سال 86 که می خواستیم اولین کنسرتمان را روی صحنه ببریم به سختی مجوز گرفتیم. میگفتند کارتان ضعیف است. خیلی سخت بود. آن زمان شورای موسیقی را به سختی راضی کردیم و پر کردن سالن هم در شرایطی که هیچ کس شما را نمی شناسد خیلی سخت بود. ما می خواستیم در تبلیغات به مردم نشان بدهیم که ما یک گروه کر معمولی نیستیم و قرار است موسیقی سازی را با آواز اجرا کنیم. یکی از کارهایی که کردیم این بود که اسم قطعات و آهنگسازهایشان را در پوستر نوشتیم. در نهایت اجرای اول تمام شد و ما دیدیم که همه راضی اند؛ بنابراین کار می توانست ادامه داشته باشد.
آیا تعداد خوانندههای گروه در این سال ها دستخوش تغییر شد؟
بله چند بار کم و زیاد شدیم تا اینکه نهایتا به ترکیب فعلی یعنی 4 نفر برای هر بخش رسیدیم. که این ترکیب را تا یکی دو سال پیش هم نگه داشتیم که آن زمان تعداد بچه ها کمی بیشتر شد اما الان برگشتیم به همان ترکیب 16 نفری.
ما در کار آکاپلا هم با نوعی ارکستراسیون مواجه هستیم. تقسیم بندی صداهای سازی بین صداهای چهارگانه آوازی به چه صورت انجام می شود؟
معمولا بر اساس محدوده های صوتی انسان و آن ساز مورد نظر و نزدیکی این دو تعیین می شود. یک جاهایی شما مجبور می شوید تغییراتی ایجاد کنید مثلا مجبور میشوید بعضی نت ها را یک اکتاو پایین بیاورید تا وارد محدوده صوتی انسان بشود. محدوده صوتی سازها کمی وسیع تر از صدای انسان است یعنی اگر بمترین صدای انسان را در نظر بگیریم 7-8 نت پایین تر از آن را در صدای ساز داریم که در محدوده صوتی انسان نیست. بنابراین تغییراتی باید ایجاد شود.
آیا تنظیم برای آکاپلا تفاوت زیادی با تنظیم و ارکستراسیون برای سازها دارد؟ آیا هر یک از اعضای گروه کُر نقش یک ساز را ایفا می کنند؟
اغلب کارها را به صورت ارکستراسیون شده میآوریم. برای آکاپلا خیلی وقت ها مجبوریم خیلی بیشتر از 4 صدا داشته باشیم. مثلا بخش ها تقسیم به دو حتی سه و چهار می شوند. خیلی وقت ها هست که این 16 نفر در حال خواندن 8 خط هستند. چون ما می خواهیم اثرمان کامل باشد و این مزیتی است که ما نسبت به گروه های کم جمعیت تر داریم چون یک گروه هشت نفره نهایتا می تواند 8 لاین را اجرا کند اما ما تا 16 لاین را هم می توانیم داشته باشیم و این باعث می شود موسیقی ما کاملتر شنیده شود.
تنظیم همه کارها را خودتان برعهده دارید؟
اوایل بله. من یک سری نت های اجراها را به صورت اینترنتی میخریدم و مطالعه میکردم تا ببینم از چه وکالهایی در آن استفاده شده. تصاویر اجراها را گرفتم و بررسی کردم. بعدها که این تنظیمها برایم راحتتر شد کم کم افراد دیگری از فارغ التحصیلان موسیقی و موزیسینها برای بخش تنظیم به ما پیوستند. این تنظیمکننده ها هم معمولا استراکچر یک کار را به من تحویل می دادند، بعد من بر اساس محدوده های صوتی چیزهایی را به آن اضافه می کردم. بعد از مدتی تنظیمکننده کار برایش راحتتر میشود چون در اجرا متوجه اشکالات کار شده و به روش کار مسلط میشود. مثلا در آلبوم “وکاپلای 2″ علاوه بر خودم سه نفر تنظیمکننده شامل آقایان حسین محمدی همایون آرامفر و علیرضا شریعتی با ما همکاری داشتند. ولی نهایتا دستی به تنظیمات بچه ها می کشم.
آیا هر نوع موسیقی را می شود برای آکاپلا تنظیم کرد یا باید در محدوده خاصی این قطعات را انتخاب کنید؟
قطعه باید قابلیت هایی برای تبدیل شدن به صدای انسان داشته باشد. قطعاتی هستند که تبدیل نمی شوند حتی مواردی بوده که قطعه ای را تنظیم کردم. تمرین ها را شروع کردیم اما نهایتا دیدم نمی شود ادامه داد. حتی مواردی بوده که به اجرا در کنسرت هم رسیده بود اما از استقبال مخاطب فهمیدم انتخاب خوبی نبود و کنار گذاشته شد. ولی قطعه ای بوده مثل “خوب بد زشت” که پنج سال است خوانده می شود و هنوز نمی توانیم آن را کنار بگذاریم.
راهی برای تشخیص این موضوع هست؟
فقط به تجربه است. الان دیگر کمتر اتفاق می افتد کاری را تنظیم کنیم و بعد ببینیم خوب نیست. ولی ابتدای کار زیاد پیش می آمد. هم تجربه ام بیشتر شده و می دانم چه قطعاتی را باید انتخاب کنم
چرا تا این حد به سمت موسیقی فیلم رفتی؟ آیا موسیقی فیلم قابلیت کرال بیشتری دارد؟
قابلیت کرالشان بیشتر نیست ولی در تجاربی که طی این چند سال داشتیم دیدیم مردم از موسیقی فیلم ها استقبال خوبی می کنند. این شد که در آلبوم دوم تمرکز کردیم روی موسیقی فیلم. و البته بعدها دیدیم انگار این موضوع با یک آلبوم تمام نمی شود و به این ترتیب آلبوم سوم ما هم به موسیقی فیلم اختصاص داده شد.
کامل؟
کامل. 13 قطعه در آلبوم اول داشتیم و تقریبا همین تعداد را در آلبوم دوم داریم. موقعی که شروع کردیم به ضبط کردن دیدیم چه انتخاب های خوب دیگری هست که ما جا نداریم در یک آلبوم. بنابراین با مشورت ناشر قرار بر این شد که یک مجموعه دیگر هم فقط موسیقی فیلم کار کنیم.
کار آلبوم درچه مرحله قرار دارد؟آیا قطعات این آلبوم مشخص شدند؟
کار ضبط شده میکس هم شده و تقریبا آماده است. در آلبوم اول خلا موسیقی ایرانی خیلی به چشم میخورد که بیشتر به این دلیل بود که خیلی از آهنگسازها ممکن بود تمایلی نداشته باشند. دلیل دیگر مشکلات دسترسی به آهنگساز بود. مثلا در آلبوم قبلی دو قطعه ایرانی داشتیم. از این دو قطعه “گنجشکک اشی مشی” از فیلم “گوزن ها” را بدون اجازه آهنگساز کار کردیم؛ چون به ایشان دسترسی نداشتیم. ولی قطعه دلشدگان قبل از ضبط آن را پیش آقای علیزاده بردیم و ایشان خیلی استقبال کردند و گفتند دیگر اصلا نیاز ندارید از من اجازه بگیرید.
در آلبوم جدید چه کارهای ایرانی گنجانده شده؟
هنوز از ایرانی ها جز یک قطعه بقیه قطعی نشدند ولی خب نهایتا در این آلبوم 4 قطعه ایرانی خواهیم داشت.
چرا فقط 4 قطعه؟
چون کار کردن با آهنگسازهای ایرانی خیلی سخت تر است.
سولیست هم دارید؟
بله
گرچه گروه آوازی طی این سالها سعی داشته از آثار ایرانی در کارها استفاده کند، اما من فکر می کنم جنس کار در ذات خودش به موسیقی کلاسیک غربی نزدیک تر است. ما خواننده هایی مثل وحید تاج را به عنوان سولیست در کنار گروه آوازی دیدیم، ولی خوانندهای که آواز کلاسیک بخواند را کمتر دیدیم. چرا؟
ما سولیست برای کارهای خارجی و کلاسیک داشتیم ولی از خود اعضای گروه بودند. هنوز هم داریم. بیشتر در حوزه پاپ این کار را کردیم.
شاید اگر به این بخش بیشتر بها بدهید و بتوانید از حضور خوانندههای آواز کلاسیک به عنوان سولیست مهمان استفاده کنید، جلوه خوبی در کار گروه آوازی داشته باشد.
من به این موضوع فکر کردم و جزو برنامههایمان بوده؛ ولی چون این مدت به سمت موسیقی فیلم رفتیم، کمی از موسیقی کلاسیک فاصله گرفتیم و خیلیها هم این ایراد را از ما گرفتند که چرا شما دیگر باخ نمیخوانید. در حالی که ما کارمان را از روز اول با موسیقی کلاسیک شروع کردیم.
برنامهتان برای آینده گروه چیست؟ آیا می خواهید همین طور به سمت موسیقی پاپیولار بروید یا بازگشتی به سمت کلاسیک خواهید داشت؟
حتما به این موسیقی هم پرداخته خواهد شد. البته من ایده تازهتری در این خصوص دارم. تصمیم داریم آثار کرالی که برای گروه کر نوشته شده اند (نه آنها که برای کر تنظیم شدند) را در برنامه آتی گروه آوازی داشته باشیم و برویم به سمت موسیقی جدیدتر. ما دو سه ماه پیش اجرایی در تالار رودکی داشتیم که در آن آثاری از آهنگسازان معاصر که برای کر نوشته بودند و همچنین موسیقی فولک دنیا را اجرا کردیم. این اتفاقی بود که ممکن است تاثیراتش را در سال های آینده نشان بدهد.
در واقع با این کار نوعی تغییر جهت در شیوه کار گروه آوازی ایجاد کردید. چرا؟
حتی بچه های گروه به من گفتند که این نوع موسیقی اصلا سبک ما نیست. من گفتم اجازه بدهید این کار را بکنیم تا هم توانایی هایمان را بسنجیم و هم کمی فرهنگسازی کنیم. این بحث موسیقی روز دنیاست. موسیقی کری که الان در دنیا اتفاق می افتد و ما به عنوان خواننده، به عنوان رهبر کر، یا شنونده موسیقی کرال از آن بی خبریم.

کنسرت مورد بحث همان کنسرتی است که بعد از فستیوال رنگ موسیقی برگزار کردید؟
بله. این کنسرت با عنوان “آوای زمین” در تالار رودکی برگزار شد. و شامل آثاری بود که اصلا در ایران اجرا نشده بود. جز یک قطعه از احمد پژمان، بقیه کارها در ایران اجرا نشده بود و ما به 9 زبان دنیا برنامه اجرا کردیم. تا به حال نبوده، یا اگر بوده من ندیدم که کنسرتی شامل 15 قطعه و به 9 زبان اجرا شود. خواندن این کارها با آن زبان ها و لهجه ها خیلی مشکل است ولی نتیجه کار خیلی خوب بود و تاثیر خوبی بر آینده کر در ایران خواهد گذاشت. ما تصمیم داریم چنین کارهایی را در بین کارهایمان در آینده اجرا کنیم تا مردم بیشتر با آن آشنا شوند. در واقع این کنسرت یک کنسرت تخصصی برای موزیسین ها بود.
طی سال های اخیر شاهد فعالیت بیشتری از گروه های کر بودیم. به طور کلی وضعیت فعلی گروه های کر ایران را در مقایسه با گذشته چطور ارزیابی می کنید؟
به لحاظ کمّی خیلی رشد داشت که جای خوشحالی دارد. از سال 76 – 77 موجی در این زمینه راه افتاده که می تواند تاثیر خوبی در آینده گروه های کر داشته باشد. اما به لحاظ کیفی هنوز اختلاف زیادی با سطح اول دنیا داریم.
علت این اختلاف سطح را در چه می بینید؟
علتش در درجه اول به کمبود یا نبود معلم برمی گردد. ما در کل تاریخ موسیقی مان یکی دوتا معلم تخصصی کر در ایران داشتیم.
چه کسانی بودند این اساتید؟
بزرگ ترین معلم کر در ایران آقای {گرگین}موسسیان بودند که واقعا جایشان خالی است و هیچ کس بعد از ایشان نتوانست خلاءشان را در کر ارکستر سمفونیک و مرکز موسیقی پر کند.
آیا امکانی برای تحصیل در این رشته در ایران وجود دارد؟
ما در ایران اصلا کورسی برای تربیت رهبر ارکستر نداریم. به جرات می توانم بگویم که صد درصد کسانی که در ایران رهبر گروه کر هستند، به صورت خودجوش این کار را می کنند. مثل خود من.
با در نظر گرفتن همه این محدودیت ها، گروه آوازی طی این سالها بارها توانسته در سطح بینالمللی مقام کسب کند. این موفقیت را تحت تاثیر چه عواملی می بینید؟
فکر میکنم بخشی از آن حاصل جرقههایی است که در ما ایرانیها وجود دارد و در اکثر شاخه ها مثل ورزش، دانش، دیده میشود. برای ما هم در شروع شاید همین جرقه بود و شرایطی وجود داشت که بیشتر از آنکه پشتوانه علمی برای این کار وجود داشته باشد، بچه ها می خواستند خودشان را اثبات کنند. گروهی که از ایران به رقابت های خارجی می رود در اولین حضورش فقط می خواهد خودش را اثبات کند. اما بعد از آن من به عنوان مدیر و رهبر سعی کردم با چشم باز جلو بروم. و اولین چیزی که میشد باعث رشد گروه شود این بود که من رشد کنم. از لحاظ نگاه ، شیوه کار و حتی روانشناسی باید رشد میکردم و سعی کردم از طریق کلاس های مختلفی که در سراسر دنیا رفتم به این خواسته عینیت ببخشم. از هلند شروع شد تا نروژ و حتی تا امریکا رفتم و در این میانه اتفاقات خوبی می افتد که به ما و کار ما جریان جهت داد.
یعنی می فرمایید ابتدا اولین موفقیت بین المللیتان (در اثر همان جرقه) اتفاق افتاد و افزایش این علم و تجربه مربوط می شود به بعد از آن؟
در واقع مربوط می شود به همین سه سال گذشته. از زمانی که من این تغییر و رشد را شروع کردم یعنی از سال 90 و 91 تا همین فستیوال لتونی ما به جز ایتالیا در هیچ رقابت بین المللی شرکت نداشتیم. و تاثیرش را در همین رقابت آخر یعنی مسابقات لتونی دیدیم. و افرادی که ما را در کره و چین دیده بودند می گفتند شما اصلا قابل قیاس با گذشته نیستید. و نتیجه هم غیر قابل مقایسه است.
پس مدالهای رقابت های لتونی 2014 به لحاظ سطح جهانی خیلی بالاتر از مقام های قبلی بود؟
بله. ما ابتدا در مسابقات آسیایی یک طلا و یک نقره گرفتیم. بعد رفتیم به اسپانیا، آنجا یک طلا داشتیم. بعد در ایتالیا یک طلا گرفتیم. بعد رفتیم به مسابقات چین در یک سطح بالاتر و ناگهان مدال ها افت کرد و شد یک نقره و یک برنز. چرا؟ یک سری دلایل داخلی داشت مثلا مریضی بچه ها و سنگینی فشار مسابقات که باعث ضعیف شدن بچه ها شده بود.
مسابقات چین و همین مسابقات آخری در لتونی در یک سطح قرار داشتند؟
بله چین ششمین دوره و لتونی هشتمین دوره مسابقات گروه های کر دنیا بود که بالاترین سطح رقابت های بین المللی است که هر دو سال یک بار برگزار می شود. چین ششمین دوره و لتونی هشتمین دوره این مسابقات بوده. و یک نقره و دو برنز ما هم تبدیل شد به دو طلا و یک نقره.
به یادماندنیترین قسمت این سفر برای شما کدام قسمت بود؟
مهمترین انگیزه ما از این سفر، که بخش مهمی از هزینههای آن را خودمان برعهده داشتیم، این بود که یک تاثیر فرهنگی بگذاریم. اینکه بگوییم ما ایرانی هستیم. بزرگترین دستاوردی که ما از این سفر داشتیم، منهای تجربیات علمی و موسیقی، بحث دیپلماسی فرهنگی است. وقتی داوری به من میگوید ما باورمان نمیشود شما از ایران هستید، این بزرگ ترین اتفاقی است که میتواند برای ما بیفتد. بزرگترین احساسی که در این سفر به من دست داد لحظهای بود که یکی دوتا از داوران به ما گفتند “شما بهترین سفیران ایران هستید؛ ما تازه میفهمیم چیزهایی که در بیبیسی و سیانان درباره شما گفته میشود واقعیت ندارد.” اما اگر این اتفاق افتاده به خاطر این بود که من شخصا برای آن هزینه کردم.
پس با این حساب به این نتیجه گیری رسیدیم که این دو سالی که صرف افزایش دانش و تجربه شده، نهایتا مقام و مدالی به مراتب بالاتر از دوره پیشین را برای گروه آوازی در پی داشته. اما همانطور که بهتر از هر کسی مطلع هستید، اخیرا در رسانه ها شبهه هایی در خصوص اعتبار این رقابتها و همچنین نحوه امتیازدهی و توزیع مدال ها مطرح شده . نظر شما چیست؟
این مسابقات در دو سطح “رقابت قهرمانان” (Champions Competition) و “رقابت آزاد” (Open Competition) برگزار میشود. “رقابت قهرمانان” مختص گروههایی است که پیشتر در مسابقات بینالمللی مدال طلا کسب کرده اند و از تجربه و کیفیت بالاتری برخوردارند و سطح “رقابت آزاد” (Open Competition) برای گروه هایی است که تجربه خاصی ندارند و فقط علاقهمند هستند که با شرکت در مسابقات مورد سنجش قرار بگیرند. به گروه هایی که در این سطح شرکت می کنند به جای مدال، دیپلم اهدا می گردد.
شیوه مدالدهی در این مسابقات همانند سایر المپیادها به صورت کیفی بوده و قیاسی بین گروه ها انجام نمی شوند. هر گروه بر اساس اجرایی که انجام میدهد امتیاز دهی شده و در آخر میزان امتیاز گروهها رنگ مدال آنها مشخص میکند. بدون شک هر چه گروه ها قویتر باشند امتیازات آن ها بالاتر بوده و تعداد مدالها هم بیشتر خواهد بود.
در کنسرت جدید چه کارهایی اجرا می کنید؟
هر دوازده قطعه ای که در فستیوال لتونی اجرا کردیم را در کنسرت اجرا می کنیم به اضافه قطعاتی از آلبوم “وکاپلای 1 و 2″ و یکی دو قطعه از کنسرت آوای زمین را در این کنسرت اجرا خواهیم کرد.
و حرف آخر؟
یک تشکر ویژه از آقای قنبریان از شرکت دلپخش باید داشته باشم که 30 درصد هزینه های سفر ما را تقبل کردند. همچنین میخواهم از بچههای گروه تشکر کنم که همیشه، بی هیچ احساس خستگی در کنار هم و با من در جهت موفقیت گروه تلاش کردند و نه تنها وقت و انرژی عظیمی را صرف کار کردند، حتی به لحاظ مالی هم بخشی از هزینه سفرهای گروه را برعهده گرفتند تا نام ایران را در دنیا سربلند کنند. این موفقیتها متعلق به همه آنهاست.