یادداشت استاد «فرهاد فخرالدینی» در فقدان استاد «محمدرضا لطفی»
رفتنش زود بود
« فقدان بزرگ مرد موسيقی ايران محمدرضا لطفی كه از جمله چهره های تاثيرگذار در موسيقی ايران بود باعث تاسق و تاثر شديد اهل هنر از جمله خود من شد. محمدرضا لطفی چهره ای بود كه دوستداران زيادی در بين موسيقی دانها داشت و علاقه مندان موسيقی ايرانی همواره او را ستايش می كنند.
لطفی نوازنده بسيار توانا با مضراب های بسيار سريع و ورزيده بود كه همين عامل نشان دهنده كار و ممارست فروان او در امر يادگيری است. يادم می آيد اولين بار او را در هنركده موسيقی ملی ديدم. در آن موقع شاگرد علی اكبر خان شهنازی بود. در آنجا من هم يک كلاس تئوری موسيقی داشتم. يادم هست هر از گاهی سر كلاس من می آمد و اگر سوالی داشت می پرسيد. جوان بسيار مودب و خنده رويی بود. پس از گذشت مدت كوتاهی آقاي «جواد معروفی» كاری از محمدرضا لطفی را برای تنظيم آورد.« بميريد بميريد» عنوان اين كار بود كه من آن را اجرا كردم و همان زمان هم لطفی كار در راديو را آغاز كرد. در ادامه در همكاری با استاد «ابتهاج»، «شيدا» و «عارف» را تشكيل دادند و چند كاری را هم من برايشان تنظيم كردم. از جمله كارهايی كه برای اين دوست عزيز در زمينه هارمونی و اركستراسيون انجام دادم «داروگ» بود كه بر روی شعری از نيما يوشيج ساخته شد. از نكات بارز داروگ اين بود كه اين قطعه با حال و هوای شعر نيمايی انس و الفتی مثال زدنی داشت. در ادامه در همكاری های ديگر با هم شركت كرديم. در موسيقی فيلم سربداران قطعه ای هست به نام «رقص در دربار ارغون شاه» كه آقای لطفی، عليزاده، فيروزی و بين كامكار در آن ساز زده اند.
من در سال 58 از راديو كناره گيری كردم و ايشان همكاری با راديو را ادامه دادند.
به هر حال پس از مدت ها با سفر به امريكا راه ايشان جدا شد.
رفتن لطفی زود بود. او می توانست راه خود را كماكان به خوبی ادامه دهد و در تربيت علاقه مندان به موسيقی سنتی قدم های مهمی بردارد
اين ضايعه را به تمام بازماندگان و دوستداران ايشان تسليت عرض می كنم».